خب خیلی وقته که اینجا ننوشتم و حالا نوشتن برام سخته. نه سفر بودم، نه کارهام زیاد شده بود، نه مهمون داشتم، فقط توی کله ام احساس خلاء می کردم و هنوز هم می کنم. هربار این صفحه رو باز کردم که چیزی بنویسم دیدم هیچی برای نوشتن ندارم. حالا نه که چیزهایی که قبلا نوشتم خیلی سنگین و معناگرا بودن، از اون جهت عرض می کنم!
تصمیم گرفتم یه خونه تکونی دلی و فکری بکنم. قدم هایی هم برداشته شده، بقیه اش دیگه به همت خودم و کمک خداس...
هنوز دستم به نوشتن نمیره... بهتره برم یه روز دیگه بیام ![]()
راستی از همه اونهایی که عمومی و خصوصی ابراز دلتنگی کردن ممنونم. همتونو خیلی دوست دارم ![]()
